ماهیت ، زمینه ها ، شاخص ها و نقد ساده و اجمالی پست مدرنیسم :
نگاهی کوتاه به مفهوم پست مدرنیسم

فرقان: به عقیده پست‏ مدرنیسم هیچ دیدگاهى حق مطلق نیست. به نظر آنان اگر یک دیدگاه پدیده‏ اى نظیر فساد اخلاقى در غرب را زشت دید و دیگرى آن را زیبا دید، هر دو محق هستند و هیچ یک بر دیگرى برترى ندارند. واقعیت این است که این امر زیر سؤال بردن دین و عقل سلیم است

معرفی ساده و  اجمالی ماهیت ، زمینه ها ، شاخص ها و نقد پست مدرنیسم :

 

الف) مفهوم و ماهیت‏ پست مدرنیسم

پست مدرنیسم از نظر لغت عبارت است از معرفى مجدّد عناصر سنتى یا اصیل در شیوه و روش و یا دگرگون ساختن شیوه‏ ها و عملکردهاى مدرن به پیشرفته‏ تر.  پست‏ مدرنیسم در اصطلاح به معناى ناباورى به وجود حق مطلق مى‏ باشد.

ب) زمینه‏ هاى ظهور

پیشرفت سریع مدرنیسم و مادى‏ گرى در دهه‏ هاى اخیر، بسیارى از متفکران غرب را به تأمل واداشت. آشکار شدن مضرّات زیست‏ محیطى و اخلاقى مدرنیسم غربى نیز بر دامنه این انتقادات افزود و عده‏ اى از متفکران غربى بر گزینش جنبه‏ هاى بهتر مدرنیسم و یا ورود جنبه‏ هاى اصیل و سنتى در آن تأکید ورزید که از دهه ۱۹۶۰ میلادی به بعد، به نام «پست‏ مدرنیسم» مشهور شد.

ج) شاخص ‏های پست مدرنیسم

عناصر زیر مى‏ توانند در شناخت پست‏ مدرنیسم به ما کمک کنند:

الف- ناباورى به معناى قطعى و نهایى چیزها، رخدادها، سخن‏ ها و متن‏ ها ( اصالت شک )
ب- نفى صریح ارزش‏هایى که در سده‏هاى اخیر بر اندیشه، فرهنگ و هنر غرب مسلّط بود؛
ج- داشتن دیدگاه‏هاى نقادانه، بنیاد ستیزانه و قدرت ستیزانه؛
د- اکتفا به دولت حداقلى (دولت فقط در سیاست خارجى، اداره ارتش و نیروهاى امنیتى و سیاسى و پولى دخالت داد.)
ه- هرپدیده ‏اى من‏جمله فرهنگ [و دین‏] یک وجودسیاسى هم‏ دارد.

در این بین، شاخصه اوّل، اصلى‏ ترین شاخصه است.

د) نقد پست مدرنیسم

تفکر پست مدرنیسمى از جنبه‏ هاى ذیل قابل نقد است:

الف- شک زیاد: پست مدرنیسم به واسطه شک زیاد در همه چیز، از اصول ثابتى برخوردار نیست. به عنوان مثال، برخى محققان فکر مى‏ کنند که پست مدرنیسم ضد دین است و برخى فکر مى‏ کنند که امکان بازسازى دین را فراهم مى‏ سازد. به نظر مى‏ رسد پست مدرن‏ ها که عادت کرده‏ انددر همه چیز شک کنند، در دین هم شک مى‏ کنند و ما امیدواریم که این شک، مقدمه رسیدن به یقین در مورد صحت دین اصیل الهى باشد.

ب- نسبى‏ گرایى: به عقیده پست‏ مدرنیسم هیچ دیدگاهى حق مطلق نیست. به نظر آنان اگر یک دیدگاه پدیده‏ اى نظیر فساد اخلاقى در غرب را زشت دید و دیگرى آن را زیبا دید، هر دو محق هستند و هیچ یک بر دیگرى برترى ندارند.  واقعیت این است که این امر زیر سؤال بردن دین و عقل سلیم است. دزدى از نظر یک دزد، کار زیبا و هنرمندانه‏ اى است! اما آیا در حقیقتِ امر نیز همین طور است؟
با توجه به مباحث گذشته، تمدّن غرب، عناصر بحران‏ خیزى را در درون خود مى‏ پروراند که اگر براى آنها چاره مشخصى نیندیشد و رو به دین اصیل الهى نیاورد به همان سرنوشتى دچار خواهد شد که نازیسم، فاشیسم، کمونیزم و … دچار شدند.
به‏ نظر مى‏ رسد ما باید از ابعاد خوب تمدن غرب، اعم از پیشرفت‏هاى فنى و مدیریتى، نظم و وجدان کارى و مانند آن استفاده ببریم و براى اصلاح ابعاد نازیباى آن، اسلام عزیز را با عمل نیک خود تبلیغ کنیم.

 

 

منبع :

جریان شناسی

نظرپور و لطیفی